۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

گزارشی از نگارش و تدوين «مقتل جامع امام حسين عليه‏السلام »


منابع مقاله:
مجله معرفت، شماره 59، ؛

در گفت‏وگو با حجة‏الاسلام والمسلمين مهدی پيشوايی
يکی از طرح‏های در دست اجرای گروه «تاريخ» مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‏سره تهيه «مقتل جامع امام حسين عليه‏السلام » می‏باشد که کار نگارش و تدوين آن از مدتی قبل آغاز شده است. با توجه به آن‏که امسال سال «عزّت و افتخار حسينی» نام گرفته است، بر آن شديم تا مصاحبه‏ای با پيشنهاددهنده و مجری اين طرح ارزشمند، استاد محترم جناب حجة‏الاسلام والمسلمين مهدی پيشوايی، داشته باشيم. از جناب حجة‏الاسلام آقای محسن رنجبر که در انجام اين گفت‏وگو ما را ياری نمودند سپاسگزاريم.
معرفت: لطفا درباره عنوان کتاب مقتل جامع امام حسين عليه‏السلام توضيح دهيد.
حجة‏الاسلام پيشوايی: اين‏که چرا عنوان «مقتل جامع» برای اين کتاب انتخاب شده، اين عنوان در ابتدا در قالب يک طرح پيشنهادی به شورای علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‏سره مطرح شد و پس از آن تا اين مرحله از کار، اين عنوان تلقّی به قبول شده است. اما اين‏که چرا از روز اول چنين نامی در طرح آمده است، ما می‏خواهيم اين مقتل جامع باشد؛ جامع نيازهای گويندگان و وعّاظ و خطبا و مدّاحان به يک مقتل. به تعبير ديگر، گويندگان جوان و طلّاب عزيز در سفرهای تبليغی خود، ناگزيرند به چندين مقتل و کتاب‏های گوناگون ديگر در هر زمينه مراجعه کنند تا هم از نظر جامعيت و هم از نظر مستند بودن، علمی بودن و نيز از نظر نگرش علمی و تاريخی به قضيه عاشورا و افشای موارد تحريف شده که در اين حادثه وجود دارد اطلاعات کافی داشته باشند. نظر ما اين بوده که اين کتاب جامع همه اين موارد باشد و به اين دليل، عنوان «مقتل جامع» را پيشنهاد کرده‏ايم.
معرفت: اهداف و ضرورت‏های نگارش مقتل جامع چيست؟
حجة‏الاسلام پيشوايی: در نگارش اين کتاب، چند هدف و چند ضرورت در نظر بوده است که عرض می‏کنم: تدوين اين مقتل با چنين ويژگی‏هايی از آرزوهای ديرينه بنده بود، منتها کار يک نفر نبود و بايد به صورت گروهی انجام می‏شد؛ مثلاً، معاونت پژوهش حوزه علميه بايد اين کار را انجام می‏داد، ولی کثرت اشتغالات آن‏ها مانع از پرداختن به اين کار شده است. بنابراين اين طرح را در گروه «تاريخ» مؤسسه مطرح کردم که خوش‏بختانه مورد استقبال قرار گرفت و به اين صورت جامه عمل پوشيد.
امروز ما به تاريخ‏های جديدی از اسلام نياز پيدا کرده‏ايم. به همين صورت، به کتاب‏های جديد و منطبق با نيازهای امروز در رابطه با زندگی ائمّه اطهار عليهم‏السلام هم نيازمنديم. برای نمونه، کتاب منتهی الآمال با تمام اعتبار و ارزشی که دارد، کتاب امروز نيست، کتاب 50 سال پيش است. به همين دليل، بنده سيره پيشوايان را نوشتم. روزی هم خواهد آمد که سيره پيشوايان کنار می‏رود و کتاب‏های ديگری جای آن را خواهند گرفت. نيازها باعث شده‏اند که امروزه کتاب‏ها متناسب با معيارها و نيازهای امروزی تدوين و چاپ شوند. در زمينه مقتل هم لازم بود اين کار صورت گيرد. بايد مقتلی تدوين شود متناسب با نيازها و وضع اين زمان، هم از نظر جامعيت و هم از نظر نگرش علمی و هم از نظر روانی قلم.
ضرورت ديگری که موجب شد اين فکر جان بگيرد و به فضل خدا به مرحله عمل برسد، تحريف‏هايی است که در تاريخ عاشورا صورت گرفته و فرقی نمی‏کند که از طرف دوستان نادان باشد يا دشمنان دانا. به دليل آن‏که در گذشته، کار نقل و تحليل به شکل امروزی معمول نبود، به هر صورت، تحريف‏هايی صورت گرفته است؛ هم تحريف‏های معنوی در تبيين هدف امام حسين عليه‏السلام از قيام، و هم تحريف‏هايی در مورد حوادث و قضايای عاشورا،که‏بايدباديدعلمی‏نقدوبررسی‏شود.
از گذشته، علما و پيشگامان درصدد برآمده‏اند با اين تحريف‏ها مبارزه کنند و کسانی که درصدد مبارزه با اين تحريف‏ها برآمده‏اند دو دسته بوده‏اند: يکی کسانی که فقط انگشت روی اين تحريف‏ها گذاشته و آن‏ها را نقد کرده‏اند؛ مثل مرحوم محدّث بزرگوار، حاج ميرزا حسين نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان و يا شهيد مطهری. اين‏ها فقط به موارد تحريف پرداخته‏اند، ولی خودشان مقتل صحيحی ننوشته‏اند. عده‏ای هم بوده‏اند که خواسته‏اند با نگارش مقتل، با اين تحريف‏ها مبارزه کنند، به نظر خودشان هم مقتل درستی نوشته‏اند؛ مثل مرحوم عالم بزرگوار و برجسته سيد محسن امين. ايشان وقتی به دمشق تشريف می‏برند و می‏بينند که در محافل شيعی، مصيبت‏هايی خوانده می‏شوند که همه‏شان صحيح نيستند، به اين نتيجه می‏رسند که با گفتن و تذکر کار به جايی نمی‏رسد، بايد نشست و کتابی نوشت. به اين انگيزه، کتاب لواعج الاشجان را می‏نويسند تا مقتلی درست عرضه کنند. اما اين بزرگوار هم توفيق کافی نداشتند؛ زيرا کتاب ايشان فاقد جامعيت است. شايد اين کتاب در زمان خودش مؤثر بود، ولی امروز ديگر جواب نمی‏دهد.
بنابراين، مجموع اين ضرورت‏ها در اين طرح لحاظ شده و به فضل خدا، کتابی تدوين خواهد شد که جامع اين‏ها باشد: هم تحريف‏ها را افشا کند و دلايل تحريف‏ها را ارائه دهد و هم مقتلی باشد جامع که گوينده را از مراجعه به مقاتل ديگر بی‏نياز کند.
معرفت: ويژگی‏ها و امتيازات اين مقتل نسبت به ساير مقاتل چيست؟ چه برجستگی‏هايی دارد؟
حجة‏الاسلام پيشوايی: علاوه بر آنچه در بخش مربوط به هدف‏ها و ضرورت‏های تدوين اين مقتل عرض کردم، می‏توان گفت: يک سلسله از بحث‏ها در مقاتل قديم نيامده‏اند. ما ان شاءالله آن‏ها را می‏آوريم. البته اين بحث‏ها معمولاً سنگين و از نظر تاريخی دشوارند.
يکی ديگر از ويژگی‏های اين مقتل بها دادن به اشعار و مراثی است. در نظر داريم در هر حادثه‏ای، اشعار عربی و فارسی مناسب با آن را ذکر کنيم ـ البته نه هر شعری، بلکه شعرهای ناب و نغز و دارای مضامين عالی را.
از اين‏رو يکی از بحث‏ها، درباره سير تاريخی عزاداری برای امام حسين عليه‏السلام است که در عصر ائمّه اطهار عليهم‏السلام در قالب شعر بوده، ولی تحوّلاتی صورت گرفته و ـ مثلاً ـ بعدها تعزيه‏خوانی، شبيه‏خوانی و امثال آن اضافه شده‏اند. اين فصل ـ الحمدلله ـ تدوين شده است.
يکی ديگر از بحث‏ها در زمينه ريشه‏های تاريخی حادثه عاشورا است. اين فصل به اين منظور تدوين شده که ما نظر سطحی نداشته باشيم، شروع قيام امام حسين عليه‏السلام را از سال 61 ندانيم، بلکه به چندين دهه به عقب برگرديم و بررسی کنيم که اصلاً چه شد که «طلقاء» پس از 30 سال بعد از رحلت رسول خدا، مقدّرات همه مسلمانان را در دست گرفتند؟ اين چيزی نبود که يک روزه اتفاق افتاده باشد؛ چيزی نبود که حتی در يک دهه اتفاق بيفتد. معلوم می‏شود ريشه‏های تاريخی دارد.
اين کار به دو انگيزه صورت می‏گيرد: يکی اين‏که وقتی در سير تاريخ عزاداری امام حسين عليه‏السلام مطالعه می‏کنيم، می‏بينيم در عصر حضور ائمّه اطهار عليهم‏السلام وجود داشته و در محضر آن‏ها، مطالب بيش‏تر در قالب شعر بيان می‏شده‏اند؛ مثلاً، شعرای اهل‏بيت در آن زمان، مثل کميت و دعبل خزاعی و سيد حميری مراثی اهل بيت را در قالب شعر بيان می‏کردند؛ خود شعرا و سرايندگان می‏آمدند در محضر ائمّه عليهم‏السلام اين شعرها را می‏خوانند و ديگران آن‏ها را حفظ می‏کردند و در جاهای ديگر می‏خواندند. پس اين کار مشروعيت فقهی هم دارد و در درجه اول، مراثی امام حسين عليه‏السلام در قالب شعر بوده است. به همين دليل، ما در نظر داريم به اشعار بها بدهيم.
دوم اين‏که زبان شعر عاطفی است؛ زبان احساسات است. نوعا زبان شعر زبان کذب نيست؛ زبان استعاره، تشبيه و تمثيل است. تجربه نشان داده که مرثيه‏خوان‏ها و ذاکران گاهی با خواندن يک رباعی، انقلابی در شنونده ايجاد کرده‏اند و حالت حزن و گريه شديد در مجلس به راه انداخته‏اند. اين به دليل تأثير قوی شعر است. ما بر اين باوريم که مدّاحان و ذاکران امام حسين عليه‏السلام ، بخصوص کسانی که از صدای خوبی بهره‏مندند، بايد شعر را بخوانند و نبايد تنها به نثر بپردازند. البته زبان شعر زبان تمثيل است؛ مثلاً وقتی محتشم کاشانی می‏گويد:
زان تشنگان هنوز به عيوق می‏رسد
فرياد العطش زبيابان کربلا(1)
هيچ شنونده‏ای به ذهنش نمی‏رسد که واقعا اجساد شهدا «العطش» می‏گويند، همه، شدت عطش را می‏فهمند. يا مثلاً، وقتی می‏خواهد به واقعه جانسوز بر سر نيزه شدن سر امام حسين عليه‏السلام اشاره کند، می‏گويد:
روزی که شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيد سر برهنه برآمد به کوهسار(2)
شنونده اين شعر را وقتی می‏فهمد، واقعا منقلب می‏شود. اين يک دنيا بار عاطفی و احساسی دارد. بنابراين، چون شعر چنين وضعی دارد، يکی از کارهای دشوار اين مقتل جمع‏آوری اين‏گونه اشعار است از ميان اين همه شعری که وجود دارد.
يکی ديگر از ويژگی‏های مهم اين مقتل بحث‏های تاريخی و تحليل‏های جامعه‏شناسانه و انسان‏شناسانه است. اين بخش هنوز تدوين نشده است؛ مثلاً، بحثی خواهيم داشت درباره ساختار سياسی مردم کوفه که ـ مثلاً ـ در آن زمان، کوفه از لحاظ سياسی چه ساختاری داشت؛ آيا همه شيعه بودند يا اموی هم بودند؟ تاريخ می‏گويد: اموی هم بودند. آيا در کوفه
نيازها باعث شده‏اند که
امروزه کتاب‏ها متناسب با معيارها و نيازهای
امروزی تدوين و چاپ شوند. در زمينه مقتل هم لازم بود
اين کار صورت گيرد. بايد مقتلی تدوين شود متناسب با
نيازها و وضع اين زمان، هم از نظر جامعيت و هم از نظر نگرش علمی و هم از نظر روانی قلم.


0 Comments: