۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

گلاب دیده


منابع مقاله:
ماهنامه کوثر ، شماره 26، ابویاسر؛



در باره این که «چشم‏» و «دل‏» را باید وقف «آل الله‏» کردو یکی را «چشمه عشق‏» و دیگری را «خانه محبت‏» خاندان رسول‏ساخت، بزرگان سخنان و لطایف دلنشینی دارند.
آنچه در این فرصت،تقدیم شما می‏شود، دسته‏گلی از بوستان معطر و لطیف «اسرارحسینیه‏» است، اثر عالم نامدار و محقق کم‏نظیر و فقیه نوآور،مرحوم آیت الله آقا ملا حبیب الله شریف کاشانی.
کتاب او که در چهارده فصل، تدوین شده است، بر محورهایی همچون: محبت‏خدا، دوستی ائمه، جایگاه عشق و محبت، محبت‏حقیقی، تسلیم‏و رضا، بیداری شب، شوق به مردن، فنا، تمامیت‏خاتم انبیاء ووصال جانان استوار است و با سبکی شیرین و گاهی نمکین، اسراری‏از نهضت‏حسینی و خط اهل بیت (علیهم السلام) را ترسیم کرده است.
سزاست که با هم بخشهایی از آن را مرور کنیم.
در مورد «حب حسین‏» می‏نویسد:
«... در دل دوستان این مظلوم، چشمه‏ای است که آن را «عین‏المحبه‏» می‏نامند و آن را دو جوی است و چون نام حسین روحی‏فداه برده می‏شود، این چشمه می‏جوشد. و اشک از آن دو جوی به‏چشم جاری می‏شود. در حقیقت، این چشمه منبعش آب کوثر است که‏مخصوص دوستان آل محمد(ص) است و جاری شدن اشک، دلیل شایستگی‏بهشت است. و از اینجا سر حدیث «من بکی او ابکی‏» معلوم‏می‏شود... .
ای عزیز! قدر این دانه‏های اشک را داشته باش، که پیغمبر خدا(ص)وعده داده است که هر کس در مصیبت اهل‏بیتش گریه کند، فردای‏قیامت در موقف حساب بایستد و دستش را بگیرد و از هول عرصاتش‏بیرون برده، به بهشتش برساند.» [ص‏39] ... و بالجمله چشمه آب‏حیات اشک، در ظلمات دل دوستان پنهان است، به تذکر مصایب شاه‏مظلومان جوشیدن می‏گیرد و از دو جوی چشمشان جاری شود.[ص 41]رابطه اشک و دل نسبت‏به حضرت ابا عبد الله(ع) موضوعی است که در«اسرار حسینیه‏» مرحوم ملا حبیب الله کاشانی مشهور است.
از جمله در این باره می‏نویسد:
«همانا این اشک چشم تو در این مصیبت جاری می‏شود، گلابی است‏معطر، خوشبوتر از مشک اذفر. کدام گلاب است که بر صورت جاری شده‏که سبب آمرزش هر گناه صغیره و کبیره شود؟ کدام گلاب بهشت راواجب کند؟ همانا این گلاب اشک تو، بوی حسین(ع) دارد. .. چون گل‏جسد حسین(ع) را بر خاک انداختند و پایمال ستوران نمودند، بوی‏این گل را از گلاب اشک دیده عاشقانش استشمام نماییم.
ای عزیز من! این سرشک دیده گریه‏کنندگان، گلابی است که از گل‏باغستان سینه‏های عاشقان حسین بن علی(ع) سبز شده و در دیگ‏دلهای سوخته ایشان که منزل خدا و کعبه حقیقی است... جوشانیده‏و از آن بخاری متصاعد شده، به طبقه چشم ایشان آمده، اشک شده وجاری گردیده است‏» [ص‏33] این هم سری دیگر از اسرار حسینیه.
این اشک، بسیار ارجمند و کارساز است. مولف در باره نقش آن‏می‏نگارد:
«ای عزیز من! این اشک، آبی است که بر جهنم می‏ریزند خاموش‏می‏شود و بر آب بهشت می‏ریزند، لذت و مزه‏اش هزار برابر می‏شود وبر گونه حوران می‏مالند، هزار مرتبه حسن و جمالشان افزون‏می‏شود. پس ای عاشق حسین! قدر این گریه را بدان که در نزد خداقدرش بسیار است.»[ص 34] فراز فوق، تاکیدی است‏بر صداقت درمدعی عشق حسینی و ولای اهل بیت، تا صف عاشقان صادق را از عاشق‏نمایان‏منافق جدا سازد و اشک برخاسته از سوز دل را از اشک‏تصنعی و ریاکارانه متمایز سازد.
مرحوم ملا حبیب الله، در بیان جایگاه رفیع محبت که دل است وهمچون کعبه مقدس است و بیت‏خدا و حرم پروردگار محسوب شده است،بیان لطیفی دارد و می‏افزاید:
«از عارفی احوال دل را پرسیدند:
گفت: دل را حقیقت ندانم، لکن وضعی چند از وی می‏گویم. «دل‏»صحرایی است که آن را لقب «یقین‏» باشد و در این صحرا چشمه‏ای‏است که آن را «عین الیقین‏» گویند و در کنار آن حق تعالی‏درختی آفریده که آن را «شجرة السرور» می‏گویند و در زیر آن‏درخت، تختی نهاده‏اند که آن را «سریر الموده‏» گویند. پس بادی‏بوزد که آن را «ریح المغفره‏» گویند و رعدی بوزد که آن را«رعد المحبه‏» گویند و بارانی بارد که آن را «مطر الرحمه‏»گویند. پس، از این باران چند چیز پدید می‏آید ارغوان وصال، نرگس الفت،درخت امانت، گل توحید، مورد ارادت، ریحان صبر، زعفران رضا،بنفشه صفا، سنبل وفا، نبات بقا، بوی لقا، میوه مهر، نغمه شوق‏و لاله صدق. پس دیواری گرد او کشیده است، ملکی بر او «معرفت‏»نام، بر تخت‏شریعت نشسته، عقل، ندیم او و تمیز، حاجب او و چشم،طلایه او و گوش، صاحب خبر او و دست، کاتب او و زبان، ترجمان اوو طاعت، لشکر او و زهد، لباس او و توکل، مرکب او و تفکر، بازاو. و چون بنده صیاد پای بر مرکب دعا نهد و عنان تضرع به دست‏گیرد و در میان میدان وصال، جولان کند و طبل مناجات فرو کوبد وباز همت‏به صحرای رافت‏براند و تیر امانت‏بر نشانه زند، دوست‏صید کند... [ص‏37]
و چه زیبا این وادی پر صفای محبت و سلطنت‏بی‏رقیب عشق را به ماجرای جاودانه کربلا پیوند می‏زند و چنین‏می‏آورد: «و بالجمله تا محبت در دل رسوخ نکند، محبت نباشد.
محبت همان نتیجه معرفت و ایمان است... چون دانستی که محبت‏حسین بن علی(ع) محبت‏خداست، معلوم شد که جای این محبت دل‏است.» [ص‏39]
در توجیه و تبیین عرفانی اینکه آن امام، چگونه‏از فرزندان و یاران دل کند و رو به کعبه مقصود نهاد می‏گوید:
«وصف حقیقت محبت، برای آنان که شهد وصال نچشیده‏اند، محال‏است... بعضی گفته‏اند که عشق، عبارت از کمال محبت است.
آتشی است که چون در خانه دل افتد، غیر را بسوزد و مهر، پرتوی‏است که بر ظلمات جان اگر بتابد، جمله را بر افروزد. عشق، برقی‏است که جانها سوزد. عالم از پرتو مهر افروزد. بیقراری سپهر ازعشق است. گرم رفتاری مهر از عشق است و بعضی گفته‏اند که‏«المحبه نار فی القلوب تحرق ما سوی المحبوب‏» [ص‏43] و آنگاه‏جلوه این عشق را در صحنه کربلا اینگونه ترسیم می‏کند:
«... از اینجا معلوم شد که حسین بن علی(ع) حبیب حقیقی خدا بودو پیشاهنگ همه محبان و سرآمد همه عاشقان حضرت ابدیت‏بود; زیراکه از هر چه بجز محبوب ازلی بود چشم پوشیده و در میدان مجاهدت‏کوشیده، تا از شراب طهور وصال محبوب نوشیده و از سر جان گذشت‏تا به وصال جانان رسید.»[ص‏46].
این حال و وصف، نه تنها در سالار شهیدان، بلکه در یاران شهیداو نیز جلوه یافته بود که آنگونه سر و جان باخته، به کوی معبودشتافتند، در این مورد هم از قلم زیبای ملا حبیب الله شریف‏کاشانی بهره بگیریم که می‏نویسد:
«یاران باوفای حضرت شاه کربلا در روز عاشورا، چون از همه علایق‏رستند و دل در یاری خدا بستند، در شدت عطش شراب زلال وصال‏نوشیدند و در حرارت شمشیر و سنان، سندس و استبرق مشاهده جمال‏لا یزال پوشیدند و چون در میان هیاهوی اعدا، ندای «سارعوا الی‏مغفره من ربکم‏» از زبان محبوب حقیقی خود شنیدند، از خود بی‏خود، به میدان دویدند و از راه صدق محبت کوشیدند تا به منزل‏جانان رسیدند.»[ص‏96]
این نمونه‏ای بود از قلم توانای چهره‏نماو رازگشای عالمان صاحبدل شیعه، که رمز و راز درونی حادثه‏کربلا و محبت‏شیعه به «آل الله‏» را گشوده‏اند و آثاری زیبا وماندگار، پدید آورده‏اند. بر قلم به دستان وادی معارف دین نیزمی‏سزد که با صلابت ادبی و غنای محتوایی و زیبایی تعابیر،چهره‏های هر چه دوست‏داشتنی‏تر از مکتب و اسوه‏های آن ارائه دهندو موجب حیات و استمرار ادب «آل الله‏» گردند.


0 Comments: