منابع مقاله:
ماهنامه کوثر ، شماره 26، ابویاسر؛
در باره این که «چشم» و «دل» را باید وقف «آل الله» کردو یکی را «چشمه عشق» و دیگری را «خانه محبت» خاندان رسولساخت، بزرگان سخنان و لطایف دلنشینی دارند.
آنچه در این فرصت،تقدیم شما میشود، دستهگلی از بوستان معطر و لطیف «اسرارحسینیه» است، اثر عالم نامدار و محقق کمنظیر و فقیه نوآور،مرحوم آیت الله آقا ملا حبیب الله شریف کاشانی.
کتاب او که در چهارده فصل، تدوین شده است، بر محورهایی همچون: محبتخدا، دوستی ائمه، جایگاه عشق و محبت، محبتحقیقی، تسلیمو رضا، بیداری شب، شوق به مردن، فنا، تمامیتخاتم انبیاء ووصال جانان استوار است و با سبکی شیرین و گاهی نمکین، اسراریاز نهضتحسینی و خط اهل بیت (علیهم السلام) را ترسیم کرده است.
سزاست که با هم بخشهایی از آن را مرور کنیم.
در مورد «حب حسین» مینویسد:
«... در دل دوستان این مظلوم، چشمهای است که آن را «عینالمحبه» مینامند و آن را دو جوی است و چون نام حسین روحیفداه برده میشود، این چشمه میجوشد. و اشک از آن دو جوی بهچشم جاری میشود. در حقیقت، این چشمه منبعش آب کوثر است کهمخصوص دوستان آل محمد(ص) است و جاری شدن اشک، دلیل شایستگیبهشت است. و از اینجا سر حدیث «من بکی او ابکی» معلوممیشود... .
ای عزیز! قدر این دانههای اشک را داشته باش، که پیغمبر خدا(ص)وعده داده است که هر کس در مصیبت اهلبیتش گریه کند، فردایقیامت در موقف حساب بایستد و دستش را بگیرد و از هول عرصاتشبیرون برده، به بهشتش برساند.» [ص39] ... و بالجمله چشمه آبحیات اشک، در ظلمات دل دوستان پنهان است، به تذکر مصایب شاهمظلومان جوشیدن میگیرد و از دو جوی چشمشان جاری شود.[ص 41]رابطه اشک و دل نسبتبه حضرت ابا عبد الله(ع) موضوعی است که در«اسرار حسینیه» مرحوم ملا حبیب الله کاشانی مشهور است.
از جمله در این باره مینویسد:
«همانا این اشک چشم تو در این مصیبت جاری میشود، گلابی استمعطر، خوشبوتر از مشک اذفر. کدام گلاب است که بر صورت جاری شدهکه سبب آمرزش هر گناه صغیره و کبیره شود؟ کدام گلاب بهشت راواجب کند؟ همانا این گلاب اشک تو، بوی حسین(ع) دارد. .. چون گلجسد حسین(ع) را بر خاک انداختند و پایمال ستوران نمودند، بویاین گل را از گلاب اشک دیده عاشقانش استشمام نماییم.
ای عزیز من! این سرشک دیده گریهکنندگان، گلابی است که از گلباغستان سینههای عاشقان حسین بن علی(ع) سبز شده و در دیگدلهای سوخته ایشان که منزل خدا و کعبه حقیقی است... جوشانیدهو از آن بخاری متصاعد شده، به طبقه چشم ایشان آمده، اشک شده وجاری گردیده است» [ص33] این هم سری دیگر از اسرار حسینیه.
این اشک، بسیار ارجمند و کارساز است. مولف در باره نقش آنمینگارد:
«ای عزیز من! این اشک، آبی است که بر جهنم میریزند خاموشمیشود و بر آب بهشت میریزند، لذت و مزهاش هزار برابر میشود وبر گونه حوران میمالند، هزار مرتبه حسن و جمالشان افزونمیشود. پس ای عاشق حسین! قدر این گریه را بدان که در نزد خداقدرش بسیار است.»[ص 34] فراز فوق، تاکیدی استبر صداقت درمدعی عشق حسینی و ولای اهل بیت، تا صف عاشقان صادق را از عاشقنمایانمنافق جدا سازد و اشک برخاسته از سوز دل را از اشکتصنعی و ریاکارانه متمایز سازد.
مرحوم ملا حبیب الله، در بیان جایگاه رفیع محبت که دل است وهمچون کعبه مقدس است و بیتخدا و حرم پروردگار محسوب شده است،بیان لطیفی دارد و میافزاید:
«از عارفی احوال دل را پرسیدند:
گفت: دل را حقیقت ندانم، لکن وضعی چند از وی میگویم. «دل»صحرایی است که آن را لقب «یقین» باشد و در این صحرا چشمهایاست که آن را «عین الیقین» گویند و در کنار آن حق تعالیدرختی آفریده که آن را «شجرة السرور» میگویند و در زیر آندرخت، تختی نهادهاند که آن را «سریر الموده» گویند. پس بادیبوزد که آن را «ریح المغفره» گویند و رعدی بوزد که آن را«رعد المحبه» گویند و بارانی بارد که آن را «مطر الرحمه»گویند. پس، از این باران چند چیز پدید میآید ارغوان وصال، نرگس الفت،درخت امانت، گل توحید، مورد ارادت، ریحان صبر، زعفران رضا،بنفشه صفا، سنبل وفا، نبات بقا، بوی لقا، میوه مهر، نغمه شوقو لاله صدق. پس دیواری گرد او کشیده است، ملکی بر او «معرفت»نام، بر تختشریعت نشسته، عقل، ندیم او و تمیز، حاجب او و چشم،طلایه او و گوش، صاحب خبر او و دست، کاتب او و زبان، ترجمان اوو طاعت، لشکر او و زهد، لباس او و توکل، مرکب او و تفکر، بازاو. و چون بنده صیاد پای بر مرکب دعا نهد و عنان تضرع به دستگیرد و در میان میدان وصال، جولان کند و طبل مناجات فرو کوبد وباز همتبه صحرای رافتبراند و تیر امانتبر نشانه زند، دوستصید کند... [ص37]
و چه زیبا این وادی پر صفای محبت و سلطنتبیرقیب عشق را به ماجرای جاودانه کربلا پیوند میزند و چنینمیآورد: «و بالجمله تا محبت در دل رسوخ نکند، محبت نباشد.
محبت همان نتیجه معرفت و ایمان است... چون دانستی که محبتحسین بن علی(ع) محبتخداست، معلوم شد که جای این محبت دلاست.» [ص39]
در توجیه و تبیین عرفانی اینکه آن امام، چگونهاز فرزندان و یاران دل کند و رو به کعبه مقصود نهاد میگوید:
«وصف حقیقت محبت، برای آنان که شهد وصال نچشیدهاند، محالاست... بعضی گفتهاند که عشق، عبارت از کمال محبت است.
آتشی است که چون در خانه دل افتد، غیر را بسوزد و مهر، پرتویاست که بر ظلمات جان اگر بتابد، جمله را بر افروزد. عشق، برقیاست که جانها سوزد. عالم از پرتو مهر افروزد. بیقراری سپهر ازعشق است. گرم رفتاری مهر از عشق است و بعضی گفتهاند که«المحبه نار فی القلوب تحرق ما سوی المحبوب» [ص43] و آنگاهجلوه این عشق را در صحنه کربلا اینگونه ترسیم میکند:
«... از اینجا معلوم شد که حسین بن علی(ع) حبیب حقیقی خدا بودو پیشاهنگ همه محبان و سرآمد همه عاشقان حضرت ابدیتبود; زیراکه از هر چه بجز محبوب ازلی بود چشم پوشیده و در میدان مجاهدتکوشیده، تا از شراب طهور وصال محبوب نوشیده و از سر جان گذشتتا به وصال جانان رسید.»[ص46].
این حال و وصف، نه تنها در سالار شهیدان، بلکه در یاران شهیداو نیز جلوه یافته بود که آنگونه سر و جان باخته، به کوی معبودشتافتند، در این مورد هم از قلم زیبای ملا حبیب الله شریفکاشانی بهره بگیریم که مینویسد:
«یاران باوفای حضرت شاه کربلا در روز عاشورا، چون از همه علایقرستند و دل در یاری خدا بستند، در شدت عطش شراب زلال وصالنوشیدند و در حرارت شمشیر و سنان، سندس و استبرق مشاهده جماللا یزال پوشیدند و چون در میان هیاهوی اعدا، ندای «سارعوا الیمغفره من ربکم» از زبان محبوب حقیقی خود شنیدند، از خود بیخود، به میدان دویدند و از راه صدق محبت کوشیدند تا به منزلجانان رسیدند.»[ص96]
این نمونهای بود از قلم توانای چهرهنماو رازگشای عالمان صاحبدل شیعه، که رمز و راز درونی حادثهکربلا و محبتشیعه به «آل الله» را گشودهاند و آثاری زیبا وماندگار، پدید آوردهاند. بر قلم به دستان وادی معارف دین نیزمیسزد که با صلابت ادبی و غنای محتوایی و زیبایی تعابیر،چهرههای هر چه دوستداشتنیتر از مکتب و اسوههای آن ارائه دهندو موجب حیات و استمرار ادب «آل الله» گردند.
0 Comments:
Post a Comment